ایل زرزا و بررسی شیوه زندگی  تالیف : مجید  یوسف زاده 

ارسالی شفیع خضری

 موضع جغرافیائی و اسامی دهات و آبادی‌های محل زندگی ایل زرزا ،  آب‌وهوا، جمعیت، شکل سازمانی ایل ، طبقه‌بندی شغلی ، تقسیم‌کار بین زن‌ومرد ـ پیشه و صنعت مردمان ایل نشین، توصیف کامل جامه مردان و پوشاک زنان ـ ابزارکاراین مردم،‌ دامداری و فرآورده‌های دامی،‌ دادوستد، توصیف چادرهای مردم ایل.

 

ایل زر زا یکی از ایلات مغرب ایران است که در اشنو یا اشنویه و آبادی‌های پیرامون آن می‌نشینند.

اشنو و دهات و پیرامون آن بخشی از شهرستان نقده شمرده می‌شود. آب و هوای آن سرد و کوهستانی است. آب اشنو از رودخانه ای است بنام اشنو که از میان بازار آبادی می‌گذرد.

بخش اشنو 60 ده و نزدیک 12920 تن جمعیت دارد. بزرگترین آبادی‌های اشنو دهات زیر است:

سنگان (به گویش زرزا  « سنیگان» ) , نالوس , نالیوان ( به گویش زرزا «نلیوان»)، نرزیوه، سرگز، پوش آباد، جای شیران، گندویلا، حسن نوران، ده شمس بالا، ده شمس پائین، گرگ آباد.

مردمی که در دهات این بخش می‌نشینند همه از ایل زر زا نیستند بلکه از این مامش و ایل قادری نیز در آن دهات زندگی می‌کنند و ایل زر زا فقط 3 هزار تن جمعیت دارد.

اکنون رئیس ایل زر زا شخصی است بنام «حاج موسی خان» که 77 سال و 18 پسر و دختر 30 نوه پسری و دختری دارد.

ریاست ایل موروثی و ویژه یک خانواده است. هر گاه رئیس ایل بمیرد اگر مالکان و بزرگان ایل پسر بزرگ او را شایسته ریاست بدانند او را به جای پدرش برای ریاست بر می‌گزینند وگرنه یکی دیگر از پسران او و یا اگر پسر نداشته باشد یکی از برادر زاده‌ها و یا عموها و یا پسر عموهای رئیس را برای ریاست انتخاب می کنند.

در زمانهای پیش رئیس ایل فرمانروای مطلق بود و هر چه می خواست می کرد اگرچه اقدامات او به کشتار و ویرانی و بر باد رفتن خانواده‌ها می‌انجامید. از زمان پادشاهی رضا شاه قدرت رئیس ایل از میان رفت و دولت و ارتش مانند جاهای دیگر کشور در آنجا نظم و حفظ و اجرای قوانین را به عهده گرفتند و از ریاست ایل فقط نام و عنوان و احترامات آن باز‌ماند. اینک رئیس ایل بی موافقت دولت و ارتش به کوچکترین کاری دست نمی زند.

هنوز رئیس ایل اخلاقاً خود را موظف می‌داند که از افراد ایل در گرفتاری‌ها و کارهائی که برای آنها پیش می آید پشتیبانی نماید، مثلاً اگر خرمن کسی آتش بگیرد، یا زیانی به کسی برسد او خود را موظف می داند که به یاری آن کس بشتابد.

همچنین اگر کسی در اثر گناهی به زندان افتاد برای رهائیش تا آنجا که بتواند کوشش می‌نماید. این گونه وظایف کم نیست و رئیس باید به هزینه خود به انجام دادن آنها بپردازد و افراد ایل این گونه حمایت‌ها و وظایف را از او توقع دارند و می‌خواهند.

ایل زر زا به دو دسته شهر نشین و ده نشین بخش می شود. ده‌نشین‌ها بیشترند و همه آنها کشاورزند. شماره شهرنشین‌ها کمتر است و در اشنو زندگی می‌کنند و به چهار طبقه زیر بخش می‌شوند:

1ـ خرده مالکان : افراد این طبقه از خود یک باغ میوه و گاهی هم یک تکه زمین برای کشت دارند.

2ـ پیشه‌وران : این طبقه در بازار سرپوشیده شهر به دادوستد مشغولند.

3ـ روحانیون: کار این طبقه راهنمائی دینی و معنوی مردم است و از حق زکوتی که دریافت می‌دارند زندگی می‌کنند.

4ـ برزگران: این طبقه از خود باغ و زمین ندارند و از راه کار کردن برای خرده مالکان زندگی می‌کنند.

ده‌نشین‌ها چنانکه یاد شد همه کشاورزند و در کار کشاورزی زنها و مردها با یکدیگر همکاری دارند. 

کار و هنر زنهای زرزا؛ 

زنهای ایل زر زا کاملاً مطیع شوهران خود هستند و بدون صلاحدید و اجازه همسران خود کاری انجام نمی‌دهند و شوهرها تا بتوانند از آنها کار می کشند و به راستی کار و وظایف زنها سنگین‌تر از مردان است.

کارهائی که زنها انجام می‌دهند اینها است:

1ـ خانه داری: شامل رُفتن و پاک کردن خانه، تهیه غذا و پخت نان،(نان را معمولاً در تنوری که در میان اطاق نشیمن است می‌پزند).

2ـ تهیه و نگاهداری خوراک زمستانی : شامل پاک کردن گندم و برنج و انبار کردن آنها و چیدن برگ مو و نگاهداری آن درون خمره‌هائی که آب نمک در آنها ریخته شده و برای پختن دلمه در زمستان است و در خاک کردن سیب زمینی برای زمستان.

3ـ پشم ریسی: این کار نیز ویژه زنان است و آنها از پشم گوسفند که به گویش خودشان «خوری» و موی بز که آنرا «مو» و پشم بره که آن را «لوا» می نامند نخهای پشمی درست می‌کنند.   

4ـ درست کردن دستمال سر: که به گویش زر زا «شدّا» نامیده می‌شود پارچه ایست راست گوشه که در دو سوی دو پهنای خود ریشه دارد و آن را مردهای ایل به صورتی به سر می‌بندند که ریشه‌هایش در پیرامون سر آویزان می‌شود. پارچه دستمال سر را از بازار اشنو می‌خرند و سپس زنها با کندن پودهای دو پهنای آن و از بافتن هر چند تار آن به یک دیگر آن را ریشه دار می‌کنند. هر زن زر زا بایستی که دستمال سر شوهر خود را به روشی که گفتیم برای او درست کند.

5ـ کشاورزی : زنها پا بپای مردان در کشاورزی کار می کنند و همکاری آنها در توتون کاری بیشتر به چشم می‌خورد.  

6ـ زنهای ایل زرزا  از کارهای دستی به بافتن عرقچین و جا ساعتی و جوراب پشمی و مانند آنها با قلاب آشنائی دارند. عرقچین را گاهی با قلاب می‌بافند و گاهی برای تهیه آن پارچه‌ای را بر می‌گزینند و روی آن را سوزن کاری می‌کنند.

پیشه و هنر مردان ایل زر زا

 چنانکه در بالا یاد شد بیشتر افراد این ایل ده‌نشین و کشاورزند .آنها گندم و جو و توتون و سیب زمینی و برنج کشت می‌کنند. فعالیت کشاورزی آنها در تابستان بیش از سایر فصلهای دیگر است. در این فصل است که گندم و جو را درو می‌کنند و به برداشت محصول می‌پردازند.     

دیگر ازپیشه های مردان ایل ، جولائی یعنی بافندگی است. این پیشه اکنون ویژه دو یا سه مرد است که هنوز با دستگاههای کهن و به روش پیشین با پشم‌هائی که زنهای ایل می‌ریسند بدان مشغولند.

آنچه از محصول کار آنها عرضه می‌شود عبارتند از:

1ـ جاجیم : این کلفت‌ترین پارچه ای است که جولاهای زرزا می بافند. پس از آنکه تخته های جاجیم بافته شد از دوختن چهار تختهُ آن به یک دیگر جاجیم بزرگ به شکل راست‌گوشه درست می‌کنند. جاجیم بیشتر برای پیچیدن رختخواب بکار می‌رود. جاجیم ایل زرزا نقش هندسی دارد و رنگارنگ است.

2ـ وَ ر‌ْ مال: بافته ای است دو رنگی (قهوه ای و خاکی ) و نقش آن هندسی و مانند جاجیم است و از جاجیم نرمتر و نازکتر است و بشکل راستگوشه‌ای است که از دو تختهُ بهم دوخته درست می‌شود و به اندازه‌های تقریبی

 80×15 سانتیمتر است. هنگام نماز خواندن آن را زیر پا پهن می‌کنند و بر آن نماز می‌گزارند.

3ـ بوزو : این پارچه‌ای است نازک، دورنگه، راه راه (قهوه‌ای و خاکی یا سفید و قهوه‌ای ) و از آن جامه روپوش تابستانی می دوزند (هم چیزی مانند کت و هم چیزی مانند شلوار که به تن می کنند ).

4ـ شَمَد: این نازکترین و لطیف‌ترین پارچه ای است که جولاهای زرزا می‌بافند و آن بسیار پسندیده و خوش‌بافت است. رنگ آن سفید ساده و گاهی راه راه باریکی به رنگهای قرمز، زرد و آبی دارد.

پوشاک مردان ؛

پوشاک مردان از هفت جزء زیر تشکیل شده است:

1ـ کفش: کفش مردهای ایل زرزا از یک تکه پوست درست شده که کف و گرداگرد روی پا را می‌پوشاند و بقیه روی پا را یک پارچه کلفت رنگارنگ که به این پوست پیوسته و بر روی خود کفش بافته شده است (نه جداگانه) می‌پوشاند این کفش را خود زرزاها «کال شیرازی» می‌نامند.

2ـ شلوار: شلوار مردان در بخش بالا بسیار فراخ است و خشتک آن پائین افتاده است و تا میانه ران می‌رسد ولی از زانو به پائین رفته رفته تنگ و باریک می‌شود. پارچه این شلوارها نخی و بافت خود ایران است و کمر آن لیفه‌ای است. این شلوار را خود زرزا «پانتر» می‌نامند.

3ـ کت: کتی که مردهای ایل می‌پوشند جلو بسته و آستین‌دار است و تا زیر گردن دو ردیف تکمه دارد و از پائین به میانه ران می‌رسد ولی بخش پائین آن را شلوار می‌پوشاند. این کت دو جیب هم در دو سوی سینه دارد و تقریباً شبیه کت های افسران ایران است. این کت را خود زرزاها «کوا» می‌نامند ولی آن را امروز کمتر به تن می‌کنند و کتی که اکنون می‌پوشند درست مانند کت‌های افسران ایرانی (فرنج) است.

4ـ پیراهن: پیراهن مردانه زرزا «کراس» نامیده می‌شود و آن از چیت سفید یا پارچه سفید دیگری مانند چیت درست می‌شود. این پیراهن یقه ندارد و از جلو باز است و فقط یک تکمه در زیر گردن دارد. در بقیه آن تکمه دوخته نمی‌شود و دو سر پائین آن را روی هم می‌گذارند و در زیر شلوار جا می‌دهند. آستین این پیراهن بلند است و سر آن سنبوسه دارد و این سنبوسه‌ها روی آستین کت پیچیده می‌شود.

5ـ پَسْتَکPastak : چیزی است از نمد و مانند جلیقه بی‌آستین و بی‌یقه و کوتاه که تا زیر کمر می‌رسد و آن را روی کت می‌پوشند. پستک های زرزا در «بانه» ساخته می‌شود.

6ـ شال کمر: کمر بندی است از پارچه لطیف و گلدار به درازای تقریباً 20 متر و آن را به دور کمر می‌پیچند. این کمر را خود زرزاها «پشت پِند» می نامند .

7ـ عرقچین: عرقچین مردهای زرزا را زنهای آن ایل می‌بافند. گرداگرد عرقچین دستمالی به سر بسته می‌شود بنام «شَدَّا» . «شدا» پارچه ای است راست گوشه که در دو پهنای خود ریشه دارد و این ریشه‌ها پیرامون سر بجز صورت آویزان می‌شود.    

 

پوشاک زنهای زرزا ؛

پوشاک زنهای زرزا از هشت جزء تشکیل می شود:

1 – کفش: که درست مانند «کال شیرازی» مردان است .

2 – شلوار: شلوار زنها از پارچه‌ای است لطیف و نرم و رنگارنگ درست می‌شود و از بالا تا پائین فراخ است و در مچ و کمر لیفه دارد که در لیفه‌های آن کش می‌اندازند. این شلوار را «دِرپِه» می‌نامند.

3 – پیراهن : پیراهن زنهای زرزا بالا تنه بلندی دارد که تا پائین کمر می‌آید و یک دامن پر چین که تا مچ پا می‌رسد. آستین را از پشت گره می‌زنند و بر شانه‌ها می‌اندازند مگر هنگام رقص کردن که سنبوسه‌ها آویزان است. پیراهن زنهای توانگر از مخمل گلدار و پیراهن دیگران از پارچه ابریشمی گلدار (بیشتر ساتن) است. این پیراهن «کِراس» نامیده می‌شود.

4 – کت : کت زنانه از مخمل ساده دوخته می‌شود و آستین‌دار است ولی یقه آن برگردان ندارد و جلو باز است و در پیش سینه در دو طرف از یکدیگر به فاصله ای قرار می‌گیرد یعنی بهم نمی‌چسبد. این کت را «آلخالغ»می‌نامند و روی پیراهن می‌پوشند که قسمتی از پیش سینه پیراهن از زیر آن بیرون و نمودار است.

5 – شال کمر: مانند شال کمر مردانه است و به همان نام «پشتبند » نامیده می‌شود و تنها فرقی که با یکدیگر دارند این است که شال کمر مردانه در کمر محکم بسته می‌شود و شال زنانه شل‌تر از آن است و به این سبب اندکی پائین‌تر می‌افتد.

6 – کلاه : کلاه زنهای زرزا مقوائی است. رویه این کلاه از مخمل ساده است(بیشتر به رنگ قرمز و آلبالوئی) که یراق دوزی شده است . این کلاه را «تاس کلا» می نامند .گرداگرد آن را «هوری » (دستمال سر) می‌بندند. پارچه هوری در یزد و عراق بافته می شود که زمینه آن سیاه است و یک درمیان گلهای سفید و سرخ دارد. در ازای هوری از 3 متر به 12 متر می رسد و پهنای آن پیرامون 40 سانتی متر است.

7 – ریشه: بافته ای است ابریشمی و سیاه و ریشه دار آن را با سنجاق به هوری چنان وصل می‌کنند که گرداگرد «تاس کلا» آویزان می‌شود.

8 – روسری : پارچه ای است سه گوشه بسیار نازک و آن را پیش از پیچیدن هوری روی کلاه می گذارند. دو بر از سه بر این پارچه ریشه دار است و قاعده آن را که ریشه ندارد در جلوی سر و گوشه روبروی آن را در پشت می اندازند سپس دو گوشه دیگر را از جلو به هم گره می‌زنند و پس از آنکه یک دوره دو گوشه را در جهت عکس هم به دور گردن پیچیدند به پشت سر می‌اندازند در نتیجه هر سه گوشه آن در پشت سر می‌افتد. گوشه میانی که روبروی قاعده است آزاد است دو گوشه دیگر به هم گره خورده است.

 

افزارهای کار ؛

کشاورزان برای شخم از گاو آهن که خود آن را «دار و بار » می نامند استفاده می کنند ولی به تازگی چند تنی برای این کار تراکتور بکار می برند.

از افزارهای کشاورزی آنچه که با افزارهای جاهای دیگر ایران که نویسنده دیده است فرق دارد ، داس آنها است که به گویش خود «مالاقان» می‌نامند این داس دسته درازی به بلندی تقریباً یک متر و نیم دارد و دروگر بی آنکه خم شود می‌تواند با آن درو کند.

دیگر ارابه ای است که با آن غله را از جائی به جائی دیگر می برند. فرق این گردونه با گردونه های دیگری که در جاهای دیگر برای همین کار بکار برده می شود در چرخهای آن است. زیرا چرخهای آن در اینجا پرَّه ندارد و فقط یک تکه  چوب است که بیشتر از برش افقی تنه درخت بوجود آمده و میان آنرا سوراخ کرده‌اند و محور را در آن جا داده‌اند. این چرخ لاستیک و هیچ چیز دیگری ندارد.  

 

دامداری ؛

کشاورزان ایل زرزا هر یک بسته به توانائی خود چند گاو و گوسفند و بز دارند که خود به نگاهداری و پرورش آنها می پردازند مگر آنکه شماره دامها زیاد باشد که در اینصورت چوپان می‌گیرند. چوپان در سر هر سال از دامدار خود چند خروار گندم و یک یا دو بره و مقداری روغن و گاهی هم پول نقد (بر طبق قراردادی که در آغاز کار می بندند) دریافت می دارد و اینها روی هم رفته مزد سالانه او شمرده می شود. چوپانها مانند کشاورزان در ده زندگی می کنند مگر چند ماهی که دامها را برای چرا برای کوهستان می‌برند و در آنجا چادر می‌زنند و در چادر زندگی می‌کنند. بردن دامها به کوهستان برای تندرست نگاه داشتن آنها است زیرا از اردیبهشت تا اواخر شهریور هوای اشنو و پیرامون آن گرم می شود و بیم آن می رود که دامها دچار گرما زدگی و بیماری شوند. چوپانها در کوهستان چادر خود را در دامنه کوه در جای نسبتاً همواری که خود آن را «هوار» می نامند بر پا می‌کنند.

 

چادرهای چوپانها از موی سیاه بز است که زنهای کشاورز زرزا آن را می‌بافند و آن یک پارچه راستگوشه‌ای است که دو یا سه تیر (بسته به بزرگی یا کوچکی چادر) در زیر آن می‌زنند و سپس از چهار سو با چهار ریسمان گوشه های آن را به چهار میخ که در زمین فرو‌شده می‌بندند، پیدا است که چنین چادری دیواره ندارد و این پارچه فقط بام آن را تشکیل می‌دهد. به جای دیواره حصیر به کار می‌برند. درون چادر خنک است و چوپانها پیرامون چهار ماه در آن زندگی می‌کنند.

فرآورده‌های شیری آنها مانند جاهای دیگر ایران عبارت است از:

روغن، کره، سر شیر، خامه، کشک، ماست و دوغ.

 

برای گرفتن کره نخست سه چوب بلند برمیدارند و در زمین فرو می‌برند و سر بالائی آنها را از سوی بالا روی هم می‌گذارند تا صورت یک هرم سه پهلو پیدا کند. این سه پایه را زرزائیها «سِپَک» می‌نامند. آنگاه دستگاه کره گیری را که مانند یک بشکه چوپی است و درمیان شکم سوراخی دارد با ریسمان به آن سه پایه می آویزند و دوغ را برای گرفتن کره در آن می ریزند و آنقدر تکان می دهند تا کره جدا شود. این دستگاه «نِرِ» ( 2) می نامند.

داد و ستد ؛

از آنچه گفته شد تا اندازه‌ای زندگی و پیشه‌ها و محصول ایل زرزا دانسته شد. همچنانکه در بالا یاد شد زمین از آن خرده مالکان است پس هر گونه محصول مال آنها خواهد بود و آنها هستند که به داد و ستد می‌پردازند. خرید و فروش محصول در میان افراد خود ایل بیشتر نقدی است و کمتر پایا پای ولی با دیگران داد و ستد همواره با پول انجام میگیرد. دلالهائی هستند که از شهرهای پیرامون اشنو به ویژه نقده به سرزمین ایل می آیند و غلات آنها را خریداری می‌کنند و با کامیون می برند و خریدار توتون آنجا دولت است.